آلبوم بهار گلها
آلبوم بهار گلها با اجرای ویلن استاد همایون خرم و پیانو استاد جواد معروفی
آلبوم بهار گلها با اجرای ویلن استاد همایون خرم و پیانو استاد جواد معروفی
برای اینکه اطلاعاتتون در زمینه اصطلاحات موسیقی بالاتر بره خواستم تو این پست چنتا از اون اصول مهم و عامیانه رو بزارم تا با شنیدنشون تو ذهنتون دچار تردید وسوال نشید،با چنبار مطالعه راحت تو حافظه ماندگار میشه.
آتوناليته : فقدان توناليته ، ويژگي بسياري از آثار موسيقي سده بيستم.
آداجو:كُند
آكاپلا : موسيقي کرال بدون همراهي ساز.
آكسان : تأكيد بر يك نت ، به گونه اي كه قوي تر (تأكيد ديناميكي ) ، كشيده تر يا زيرتر از نت هاي مجاور شنيده شود.
آكسان ديناميكي : تأكيدي كه اجرا كننده موسيقي با اجراي قوي تر يك نت نسبت به نت هاي مجاور پديد مي آورد.
آکورد : آمیزه ای از چند صدای همزمان
آكورد تونيك : تريادي بر مبناي نت تونيك يا درجه اول گام كه به عنوان آكورد اصلي يك قطعه به كار مي رود و اغلب آغاز كننده و پايان دهنده آن است.
كورد چهارم : آكوردي كه صداهاي سازنده آن به جاي فاصله هاي متوالي سوم از فاصله هاي چهارم تشكيل شده اند ، اين آكورد در موسيقي سده بيستم به كار رفته است.
آكورد دومينانت :تريادي كه بر درجه پنجم گام ساخته شود. اين آكورد ، تنشي را پديد مي آورد كه حل آن بر آكورد تونيك از ميان مي رود.
آكورد شكسته يا آرپژ : اجراي پياپي و نا همزمان نت هاي آكورد.
آلتو يا كنترآلتو: بم ترين گستره آوازي زنان.
آلگرتو: تندِ معتدل.
آلگرو: تُند.آندانته : كندِ معتدل ، با تنداي گام برداشتن.
اپرا : نمايشي آوازي با همراهي اركستر كه اغلب اثري طولاني است و در آن تكخوان ها ، کر، اركستر، جامه هاي ويژه و صحنه آرايي به كار گرفته مي شوند.
اجرا كننده : كسي كه موسيقي را نواخته يا مي سرايد.
ارائه تم ها : نخستين بخش در يك موومان با فرم سونات كه تقابلي قوي ميان توناليته تونيك و يك توناليته جديد برقرار مي كند.
ارائه مجدد تم ها : سومين بخش از يك موومان با فرم سونات كه در آن تم اول ، پل ، تم دوم و بخش هاي پاياني كم و بيش به همان صورت كه در بخش ارائه تم ها آمده بودند عرضه مي شوند با اين تفاوت كه مواد اصلي در اين بخش همگي در توناليته تونيك ارائه مي شوند.
ارتفاع صوتي : زير و بمي يك صدا نسبت به صداهاي ديگر.
استاكاتو : شيوه اي مقطع در اجراي ملودي.
استيناتو : موتيف يا عبارتي كه به طور دائم با زير و بم يكسان تكرار مي شود و در موسيقي سده بيستم براي تثبيت گروه معيني از صداي زير و بم و به كار گرفته شده است.
اسكرتسو : فرمي سه بخشي (A B A) در آهنگسازي كه گاه در موومان سوم سنفوني ها ، كوارتت هاي زهي و نيز برخي ديگر از آثار كلاسيك و رمانتيك به كار رفته است. اسكرتسو اغلب وزن سه تايي و تمپويي تندتر از منوئه دارد.
اكتاو : فاصله ميان دو صداي همنام كه يكي زيرتر و داراي فركانس دو برابر ديگري است.
اوج : زيرترين صدا يا قوي ترين نقطه حسي در يك ملودي يا اثر طولاني تر.
باتون يا چوب رهبري : باريكه اي چوبي كه برخي از رهبران اركستر آن را براي نشان دادن وزن، ضرب و تمپو در دست مي گيرند.
باريتون : از گستره هاي آوازي مردان كه صدايي بم تر از تنور و زير تر از باس دارد.
باس : بم ترين گستره آوازي مردان.
باسو كنتينوئو یا باس شماره گذاری شده : قسمت همراهی در موسیقی باروک که عبارت است از یک ملودی باس با عددها است که نوع آکوردی را که می باید بر مبنای هر نت نواخته شود مشخص می کند.
بافت پلي فونيك : اجراي همزمان دو يا چند خط ملوديك مستقل كه همگي اهميتي كم و بيش يكسان دارند.
بافت موسيقايي : تعداد لايه هاي صوتي همزمان ، نوع هر كدام و نيز شيوه ارتباط آن ها با يكديگر.
بافت مونوفونيك : تك خطي ملوديك بدون همراهي.
بافت هوموفونيك : بافتي كه در آن يك ملودي با آكوردها همراهي شود.
بداهه پردازي : خلق موسيقي در لحظه اجرا.
برنامه : شرحي نوشتاري كه داستان ، صحنه يا ايده اي را كه موضوع يك قطعه برنامه اي است مشخص مي كند.
بسط و گسترش : دومين بخش اصلي در يك موومان با فرم سونات كه در آن تم هاي بخش ارائه تم ها بسط مي يابند. اين قسمت مي تواند شامل گذر از توناليته هايي گوناگون باشد.
بيتوناليته : گرايشي در سازمان دادن به صداهاي زير و بم كه مبتني بر استفاده همزمان از دو توناليته متفاوت است و اغلب در موسيقي سده بيستم ديده مي شود.پارتيتور: ورق نتي كه تمام خط هاي اجرايي يك اثر همنوازانه موسيقي بر حامل هاي جداگانه (يك حامل براي هر يك از خط هاي اجرايي) بر آن نت نويسي شده اند و رهبر اركستر آن را در اجراي اثر به كار مي گيرد.
پرچم : زائده اي خميده كه به دنباله نت متصل مي شود و نشان دهنده كشش آن نسبت به نت هاي ديگر است. ( شكل هاي متفاوت آن معرف نت چنگ ، دولاچنگ ، سه لاچنگ و چهارلاچنگ است.)
پرده : فاصله اي دو برابر نيم پرده. براي مثال فاصله ميان « دو» و « ر».
پرستو : تمپوي بسيار تند.
پل يا گذر: در بخش ارائه تم ها در فرم سونات قسمتي است كه تم اول را در توناليته تونيك به تم دوم در توناليته اي ديگر پيوند مي دهد.
پلي آكورد : آميزه دو آكورد همزمان و متفاوت كه در موسيقي سده بيستم به كار رفته است.
پلي توناليته : گرايشي در سازمان بخشيدن به صداها كه مبتني بر استفاده همزمان از دو يا چند توناليته متفاوت است و در موسيقي سده بيستم ديده مي شود.
پلي ريتم : همزماني دو يا چند ريتم متضاد و مستقل كه اغلب در موسيقي سده بيستم ديده مي شود.
پيانو : ديناميك ملايم.
پيانيسيمو : ديناميك بسيار ملايم.
تبديل تماتيك : دگرگون ساختن حالت يك تم هنگام نمود دوباره آن با ايجاد تغيير در ديناميك ، اركستراسيون و يا ريتم متداول در موسيقي رمانتيك.
ترياد :اساسي ترين ساختار آكوردي در موسيقي غرب كه از روي هم قرار گرفتن نت هاي گام به صورت يك در ميان ساخته مي شود. مانند دو ، مي ، سل .
تضاد : تفاوتي بارز در زير و بم ، ديناميك ، ريتم و تمپو كه سبب تنوع و تغيير حالت شود.
تقليد : ارائه يك ايده ملوديك توسط يك خط اجرايي به گونه اي كه به محض پايان توسط يك يا چند خط اجرايي ديگر موبه مو و در سطحي ديگر از زير و بم بار ديگر ارائه (تقليد) شود مانند آنچه در يك راند رخ مي دهد.
تكرار: بازآوردن يك عبارت يا بخشي از يك موومان كه اغلب براي ايجاد انسجام و يكپارچگي موسيقايي به كار مي رود.
تم : ملودي كه به عنوان مبناي ساخت يك قطعه طولاني به كار گرفته مي شود.
تمپو: سرعت اجراي موسيقي.
تنور : زيرترين گستره آوازي مردان.
توالي آكوردي : زنجيره اي از آكوردهاي پياپي.
توناليته : مركزيت يك صدا ، گام و آكورد در قطعه به گونه اي كه ديگر صداها ، گام ها و آكوردهاي اثر در ارتباط با آن معنا يافته و نقشي ويژه مي يابند.
توناليته تونيك ، توناليته مبدأ : توناليته مركزي در قطعه كه اغلب با وجود توناليته هايي ديگر قطعه با آن آغاز شده و پايان مي يابد.
توناليته ماژور : كيفيت صوتي حاصل از به كارگيري صداهاي گام ماژور.توناليته مينور : كيفيت صوتي حاصل از به كارگيري صداهاي گام مينور.
حامل : مجموعه پنج خط افقي كه نت ها بر آن ها يا در ميانشان نوشته مي شوند.
حامل بزرگ : تركيبي از دو حامل زير و بم كه براي نت نگاري در گستره اي وسيع از صداهاي زير و بم به كار مي رود و در موسيقي پيانو براي نگارش تمام نت هاي قابل اجرا با دو دست به كار گرفته مي شوند.
حل : حركت از صدا يا آكورد ديسونانس به صدا يا آكوردي كنسونانس.
خط اتحاد : در نگارش ريتم خطي منحني است كه بر دو نت همنام و همصدا قرار گرفته و كشش آن ها را (بدون مكث براي نواختن نت دوم) به يكديگر مي افزايد.
خط هاي اضافه : خط هايي كوتاه و افقي در بالا و يا پايين حامل كه براي نت نويسي نت هاي زيرتر يا بم تر از آنچه بر پنج خط حامل قابل نگارش است به كار گرفته مي شوند.
خوشه صوتي : آكوردي كه فقط از نت هايي به فاصله نيم پرده يا پرده از يكديگر ساخته شده و در موسيقي سده بيستم به كار رفته است.
داكاپو : از آغاز نشانه اي كه اغلب بر لزوم تكرار بخش آغازين قطعه پس از بخش مياني آن اشاره دارد.
دنباله : خطي عمودي كه به سرنت متصل شده و شكل آن نشان دهنده كشش نسبي نت است.
« دو» مياني : نت « دو» يي كه در حدود ميانه رديف شستي هاي پيانو قرار گرفته و براولين خط اضافه زير حامل سل و اولين خط اضافه بالاي حامل باس (حامل فا) نگاشته مي شود.
ديسونانس : آميزه اي صوتي كه كيفيتي پويا و پرتنش داشته باشد.
دي كرشندو : كاهش تدريجي ديناميك.
ديناميك : ميزان شدت يا ملايمت صدا در موسيقي.
ديناميك پله اي : گذر ناگهان از ديناميك قوي به ضعيف يا ضعيف به قوي ، يكي از ويژگي هاي موسيقي باروك.
رنگ صوتي یا تمبر : كيفيت ويژة صداي هر ساز يا آوازخوان كه سبب تمايز آن از ديگري مي شود.
روباتو : كاهش يا افزايشي جزيي در تمپو به هنگام اجرا به منظور كيفيت بياني بيشتر. اغلب در موسيقي رمانتيك ديده مي شود.
روندو : فرمي تصنيفي كه يك تم اصلي (A) را به طور مكرر و در تناوب با تم هايي ديگر ارائه مي كند و فرم آن اغلب به صورت A B A C A یا A B A C A B A است. فرم روندو اغلب در موومان آخر سنفوني ها ، كوارتت هاي زهي و سونات هاي دوره كلاسيك به كار رفته است.
رهبر اركستر : سرپرست گروهي از اجرا كنندگان موسيقي.
ريتم : سیلان منظم در زمان الگويي از نت ها و سكوت ها با كشش هاي معين.
ريتم نقطه دار : الگوي ريتميك كشيده – كوتاه كه در آن به دنبال يك نت نقطه دار نتي بسيار كوتاه تر مي آيد.
ريز پرده : فاصله كوچك تر از نيم پرده.
ساز الكترونيك : سازي كه صدا در آن با روش هاي الكترونيكي ايجاد پرورانده و تقويت مي شود.ساز بادي برنجي : سازي از جنس برنج يا نقره كه صداي آن با لرزش لب هاي نوازنده هنگام دميدن در دهاني فنجاني يا قيفي ساز پديد مي آيد. نوسان هاي پديد آمده در لوله اي كه انتهاي آن بوقي است تقويت شده و طنين و رنگي ويژه مي يابد.
ساز بادي چوبي : سازي كه صدايش بر اثر نوسان ستون هوا در يك لوله ايجاد مي شود سوراخ ها يا دريچه هايي كه در طول لوله ساز قرار گرفته اند با انگشت يا بالشتك هايي باز و بسته مي شوند و صداهايي با زير و بم هاي گوناگون پديد مي آيد.
ساز زهي : سازي كه صداي آن با نوسان سيم ها ايجاد مي شود.
ساز شستي دار : سازي كه با فشردن يا ضربه زدن بر رديفي از شستي ها با انگشت نواخته مي شود ، مانند پيانو ، ارگ و كلاوسن.
ساز كوبه اي : سازي با زير و بم معين يا نا معين كه بر اثر كوبش با دست ، كوبه يا چكش و يا باسايش و تكان دادن نواخته مي شود.
ساز هاي بادي چوبي تك زبانه : سازهايي كه صداي آن ها به وسيله يك زبانه كه روي حفره اي در دهاني ساز نصب شده و با دميدن به نوسان در مي آيد ايجاد مي شود.
سازهاي بادي چوبي دوزبانه : سازهايي كه صداي آن ها به وسيله دو باريكه نازك ني (زبانه) كه ميان
لب هاي نوازنده قرار مي گيرند ايجاد مي شود اين باريكه ها با دميدن در ميانشان به نوسان در مي آيند.
سبك : هر شيوه در به كار گيري ملودي ، ريتم ، رنگ آميزي ، ديناميك ، هارموني ، بافت و فرم در موسيقي.
سِرِناد : اثري سازي و سبُك كه اغلب براي سرگرمي شبانه شنوندگان ساخته مي شد.
سرياليسم : روشي در آهنگسازي ، مبتني بر استفاده از گروه هاي منظم عناصر موسيقايي . اين روش، علاوه بر سازمان بخشيدن به صداهاي زير و بم براي سازمان دادن به ريتم ، ديناميك و رنگ صوتي نيز به كار گرفته مي شود سرياليسم در ميانه سده بيستم بسط و تكامل يافت.
سكانس : اجراي يك ملودي يا الگويي از آكوردهاي متوالي (الگوي هارمونيك) و سپس تكرا بي درنگ آن الگوي ملوديك يا هارمونيك در گستره اي زيرتر يا بم تر.
سنفوني : اثري اركستري كه اغلب چهار مووماني است ، سنفوني دوره كلاسيك اغلب حدود 20 تا 45 دقيقه به طول مي انجامد و رنگ هاي متنوع و ديناميك گسترده اركستر را به كار مي گيرد.
سنكوپ : تكيه يا آكساني نامنتظر بر يك نت ، مانند تكية برنت هاي ميان دو ضرب يا بر ضرب ضعيف. سنكوپ از ويژگي هاي اصلي جاز است.
سوپرانو : زيرترين گستره آوازي زنان.
سونات : در موسیقی باروک اثری سازی و چند موومانی است که برای اجرا توسط یک تا هشت نوازنده ساخته شده است. در آثار پس از دوره باروک ، اغلب اثری سازی و چند موومانی است که برای یک یا دو نوازنده ساخته شده و موومان اول آن اغلب فرم سونات دارد.
سونات – روندو : فرمي تصنيفي كه تم تكرار شونده ويژه روندو را با يك بخش بسط و گسترش ، شبيه فرم سونات تركيب مي كند و چنين طرحي دارد: A B A- بسط و گسترش A B A –شاهين : خطي افقي كه پرچم هاي چند نت چنگ يا دولا چنگ (يا نت هاي كوتاه) متوالي را به يكديگر متصل كرده و نت خواني آن ها را آسان مي كند.
شگفت گرايي يا اگزوتيسيم : استفاده از ملودي ها ريتم ها و ساز هايي كه تداعي كننده سرزمين هاي بيگانه يا حالت هاي نامأنوس هستند متداول در دوره رمانتيك.
صداهاي تزیيني : صداهايي كه براي جذاب تر كردن صداهاي اصلي قطعه توسط اجرا كننده بداهه سازي يا در نت نگاري با نت هايي ريزتر نشان داده مي شوند.
صداي موسيقايي : صوتي كه داراي زير و بم يا فركانس معين و ثابت باشد.
صوت : نوسان هايي كه در يك واسطه ، به طور معمول هوا ، انتقال يافته و به وسيله طبل گوش كه علايمي را به مغز مي فرستد دريافت مي شوند.
ضرب : ضربان هاي منظم و تكرار شونده اي كه موسيقي را به واحد هاي زماني مساوي تقسيم مي كند.
ضرب بالا : ضربي بدون آكسان كه پيش از ضرب قوي (ضرب پايين) مي آيد.
ضرب پايين : ضرب قوي يا ضرب اول ميزان.
عبارت : بخشي از يك ملودي كه اغلب به تنهايي كامل نيست.
فاصله : تفاوت زير و بم دو صدا (برحسب پرده و نيم پرده).
فاصله پرشي : فاصله اي كه بزرگ تر از فاصله ميان دو نت مجاور در گام باشد.
فاصله پويشي : فاصله ميان دو نت مجاور در گام.
فرم : ساختار ايده هاي موسيقايي در زمان.
فرم دو بخشي يا A B : فرمي كه متشكل از ارائه يك تم (A) و سپس ارائه تمي متضاد (B) است.
فرم سونات : فرمي براي يك موومان كه متشكل از سه بخش اصلي است : بخش ارائه تم ها كه در آن تم هاي موومان معرفي مي شوند. بخش بسط و گسترش كه در آن تم ها به شيوه هايي تازه پرداخت مي يابند و بخش ارائه مجدد تم ها كه مواد به كار رفته در بخش ارائه تم ها را بار ديگر عرضه مي كند. اغلب به دنبال ارائه مجدد تم ها يك قسمت پاياني يا كودا نيز مي آيد.
فرم سه بخشي یا A B A : فرمی که می تواند به صورت ارائه (A) ، تضاد (B) وارائه مجدد(A) توصيف شود.
فورته : قوي.
فورتيسيمو: بسيار قوي.
كادانس : 1- نقطه سكون در انتهاي هر عبارت از ملودي. 2- توالي آكوردها به گونه اي كه حس خاتمه ايجاد كند اغلب از آكورد دو مينانت به آكورد تونيك.
كادانس كامل : نقطه سكوني واضح كه در پايان يك عبارت از ملودي حس خاتمه ايجاد مي كند.
كادانس ناقص : نقطه سكون در پايان يك عبارت و بدون حس خاتمه كه شنونده را براي شنيدن عبارت هاي بعدي منتظر نگه مي دارد.
كادنتسا : بخشي از يك كنسرتو كه در آن تكنواز بدون همراهي اركستر به نمايش مهارت خود مي پردازد و اغلب در نزديكي پايان موومان اول و گاه موومان آخر ظاهر مي شود.كرشندو: افزايش تدريجي ديناميك.
كلاويكورد: سازي شستي دار از دوره باروك كه صداي آن توسط تيغه هايي برنجي كه بر سيم ها ضربه مي زنند ايجاد مي شود و تا حدودي قادر به ايجاد دگرگوني هاي تدريجي ديناميك است.
كليد : نشانه اي كه در آغاز حامل قرار مي گيرد و زير و بم دقيق نت هاي حامل را نشان مي دهد.
كليد باس : نشانه اي بر حامل كه براي نت نويسي صداهايي در محدوده صوتي بم ، مانند آنچه دست چپ پيانيست مي نوازد به كار مي رود.
كليد سل : كليدي كه براي نت نويسي نت هاي كم و بيش زير ، مانند آنچه دست راست پيانيست مي نوازد به كار مي رود.
كنترپوان : فن تركيب همزمان دو يا چند خط ملوديك به شيوه اي موسيقايي.
كنترل ملودي : ايده اي كه همراهي كننده تم اصلي است.
كنسرت مايستر : دستيار رهبر اركستر كه اغلب نوازنده ويلون اول در هر اركستر سنفونيك است.
كنسرتو : اثري طولاني براي تكنواز با همراهي اركستر كه اغلب سه موومان دارد: 1- تند 2- كند 3- تند.
كنسونانس : آميزه اي صوتي كه پايدار و ساكن باشد.
كوارتت زهي : اثري براي دو ويلون ، يك ويولا و يك ويولونسل ، به طور معمول داراي چهار موومان است.
كودا : بخش پاياني در يك موومان با فرم سونات كه به دنبال بخش ارائه مجدد تم ها مي آيد و با تكرار تم ها يا بسط بيشتر آن ها موومان را جمع بندي مي كند.
گام : زنجيره اي از صداها كه در الگويي منظم از بم به زير يا از زير به بم مرتب شده اند.
گام كروماتيك : گامي شامل دوازده صداي محدوده اكتاو كه در آن صداهاي متوالي فاصله اي نيم پرده اي با يگديگر دارند.
گام ماژور: زنجيره اي از هفت صداي متفاوت در محدوده اُكتاو و صدايي هشتم كه تكرار صداي اول در يك اُكتاو بالاتر است. در ميان صداهاي متوالي اين گام ، الگويي ويژه از فاصله هاي پرده و نيم پرده وجود دارد، فاصله پرده ميان صداهاي دوم و سوم ، شاخص و متمايز كننده گام ماژور از گام مينور است.
گام مينور : زنجيره اي از هفت صداي متفاوت در محدوده اُكتاو و صدايي هشتم كه تكرار صداي اول در يك اُكتاو بالاتر است. در ميان صداهاي متوالي اين گام ، الگويي ويژه از فاصله هاي پرده و نيم پرده وجود دارد. فاصله نيم پرده ميان صداهاي دوم و سوم شاخص ، و متمايز كننده گام مينور از گام ماژور است.
گراوه : بسيار کند، فراخ.
گليساندو : خزشي سريع و پيوسته (بالا رونده يا پايين رونده) ميان نت هاي گام.
لارگو : بسيار کند ، فراخ.
لگاتو : شيوه اي پيوسته و هموار در اجراي نت هاي يك ملودي.مترونوم : وسيله اي با سرعت قابل تنظيم ، ضربه ها يا سيگنال هاي صوتي يا نوري ايجاد مي كند و براي مشخص كردن و تنظيم تمپو به كار مي رود.
متسو پيانو : ملايمِ معتدل.
متسو فورته : قويِ معتدل.
مُدِراتو : تمپوي معتدل.
مدولاسيون : گذر از يك توناليته به توناليته ديگر و تثبيت توناليته جديد در يك قطعه.
ملودي : زنجيره اي از صداهاي جداگانه كه ايده موسيقايي درخور تشخيصي را مي سازند.
منوئه و تريو : فرمي در آهنگسازي – برگرفته از رقص منوئه – كه داراي سه بخش است: منوئه (A) تريو (B) منوئه (A). منوئه اغلب به عنوان موومان سوم در سنفوني ها ، كوارتت هاي زهي و نيز برخي ديگر از آثاردوره كلاسيك به كار گرفته شده است. منوئه وزن سه تايي (4/3) و اغلب تمپويي معتدل دارد.
موتيف : تكه اي از يك تم ، يا ايده موسيقايي كوتاهي است كه در اثر بسط و گسترش مي يابد.
موسيقي برنامه اي : قطعه اي سازي كه مرتبط با يك داستان ، شعر ، ايده يا صحنه است و اغلب در موسيقي دوره رمانتيك ديده مي شود.
موسيقي شانسي : گونه اي موسيقي كه با گزينش تصادفي نت ها ، رنگ هاي صوتي و ريتم ها ساخته مي شود و در دهه 1950 توسط جان كيج و ديگران پديد آمد و توسعه يافت.
موسيقي مجلسي : گونه اي موسيقي كه براي گروهي كوچك از نوازندگان ساخته مي شود و در آن هر تك ساز خط اجرايي ويژه اي دارد.
موسيقي مينيماليستي : گونه اي از موسيقي كه ويژگي آن ضرب يكنواخت ، توناليته واضح و نيز تكرار دائم فيگور هاي كوتاه ملوديك است ديناميك ، بافت و هارموني در آثار مينيماليستي مدتي كم و بيش طولاني ثابت مانده و تأثيري خلسه وار و هيپنوتيسم گونه مي آفرينند اين سبك در دهه 1960 توسعه يافت.
موسيقي نقلي : گونه اي از موسيقي كه در آن نقل هايي گسترده از آثار قديمي گنجانده مي شود متداول از نيمه دهه 1960 به بعد.
موومان : قطعه اي كه به تنهايي كامل و مستقل اما بخشي از يك اثر بزرگ تر است.
ميزان : مجموعه اي ثابت از ضرب ها با كشش زماني معين كه مي تواند در بردارنده الگوهاي ريتميك گوناگون باشد و با خط هاي عمودي به نام خط ميزان از يكديگر جدا مي شوند در موسيقي جاز اغلب واژه Bar براي آن به كار مي رود.ناسيوناليسم : گنجاندن آوازهاي عاميانه ، رقص ها ، افسانه ها و عناصر فرهنگ بومي آهنگساز در اثر موسيقي ، ويژگي گروهي از آثار دوره رمانتيك.
نت : شكل هاي بيضوي توپُر يا تو خالي كه ممكن است دنباله يا پرچمي نيز به آن ها وصل شود و براي نگارش موسيقي به كار مي روند.
نت درجه اول يا تونيك : صداي مركزي در يك ملودي يا قطعه. براي نمونه هنگامي كه قطعه اي در توناليته دو ماژور باشد،نت « دو» نت تونيك يا درجه اول آن قطعه است.
نت نقطه دار: نتي كه در سمت راست سرِ آن نقطه اي قرار گرفته باشد. اين نقطه ، كشش نت را به اندازه نصف كشش اوليه افزايش مي دهد.
نت نگاري : نظام نگارش موسيقي چنان كه بتوان صداهاي زير و بم و ريتم ها را نشان داد.
نشانه بکار : نشانه اي در نت نگاري كه براي لغو تأثير نشانه هاي ديز يا بمل بر يك نت به كار مي رود.
نشانة بمل : نشانه اي كه با قرار گرفتن پيش از يك نت ، آن را نسبت به حالت اوليه نيم پرده بم تر مي كند – براي نمونه سل بمل بر شستي هاي پيانو نتي است كه متناظر با اولين شستي (سياه) در سمت چپ شستي سل است.
نشانه تمپو: واژه هايي ، اغلب ايتاليايي كه به طور معمول در آغاز قطعه نوشته مي شوند و مشخص كننده سرعت و حالت اجراي موسيقي هستند.
نشانه توناليته : ديزها يا بمل هايي كه در آغاز قطعه موسيقي و پس از كليد بر حامل نگاشته مي شوند و توناليته اي را كه قطعه مي بايد در آن اجرا شود مشخص مي كنند.
نشانه ديِز: نشانه اي كه با قرار گرفتن در برابر هر نت آن را نيم پرده زيرتر مي كند.
نشانة وزن : دو عدد كه بر روي هم نوشته شده و در آغاز حامل يا قطعه موسيقي مي آيند و نشانه دهنده وزن آن هستند.
نقاشي كلام : بيان موسيقايي تصاوير شاعرانه – براي مثال ، يك ملودي پايين رونده آوازي در اداي واژه فرود. اغلب در موسيقي رنسانس و باروك ديده مي شود.
نيم پرده : كوچك ترين فاصله اي كه به طور سنتي در موسيقي غرب به كار رفته است. مانند فاصله ميان نت هاي سي و دو.
وارياسيون : دگرگون ساختن برخي از عناصر يك ايده موسيقايي با حفظ برخي ديگر از ويژگي هاي آن.
وزن : سازمان ضرب ها در قالب گروه هاي منظم.
ويرتوئوز : نوازنده يا آواز خواني كه داراي برترين مهارت هاي تكنيكي و اجرايي است.
ويواچه : سرزنده و چالاك.
هارموني : چگونگي ساختمان و توالي آكوردها.
هارموني كروماتيك : استفاده از آكوردهايي كه صداهاي سازنده آنها در مجموع به هيچ گام ماژور يا مينور معيني تعلق ندارند و از گام كروماتيك (شامل دوازده صداي متمايز) گرفته شده اند، اين گونه هارموني اغلب در موسيقي دوره رمانتيك ديده مي شود.
همصدايي : اجراي يك خط ملوديك به وسيله چند ساز يا آواز خوان با زير و بم يكسان يا با نت هايي يكسان در اكتاوهاي متفاوت.
دست راست در ساز ویولن یکی از مهمترین اصول نوازندگی این ساز به شمار می آید حتی از نظر بیشتر نوازنده های مطرح دنیا 90 درصد نوازندگی ویولن رو دست راست و فقط 10 درصد رو بقیه چیزا شامل میشه, هدف از گزاشتن این ویدیو آموختن هرچه بهتر نحوه ی گرفتن آرشه هس که توسط پروفسور کرت ساسمنز هاوس آموزش داده میشه.

تو تلگرام و اینستا هم خدمتتون هستم ، آیدیم: farhadsh_h![]()
09357339058
🔴نکاتی درباره نوازندگی:
1-قبل از تمرین دستهای خود را بشویید.
2-نفس عمیق بکشید و ساز را با آرامش و با عشق شروع به نواختن کنید.
3-به یاد داشته باشید هیچ تضمینی برای نوازنده شدن نیست و ممکن است آنقدر که وقت می گذارید پیشرفت نداشته باشید.خوب طبیعی است اگر اینطور بود همه نوازنده بودند.
4-لذت بردن از نوازندگی تنها برای نوازندگان عالی و سطوح بالا نیست.از اولین درس نوازندگی میتوانید از آن لذت ببرید.حتی از نواختن تنها یک نت تنها تمام وجود خود را معطوف کنید که بهترین و زلالترین صدا را از همان یک نت ایجاد کنید .آنگاه شما با نواختن حتی یک نت نوازنده اید. و آن میتواند در درون شما اثر کند.
5-جای تمرین خود را مرتب عوض نکنید.در جاهای مختلف اتاق بنشینید و انرژی آن را احساس کنید .وقتی بهترین نقطه را یافتید برای همیشه در همانجا تمرین کنید.اگر بر روی زمین می نشینید یک زیر انداز مخصوص تمرین و اگر بر روی صندلی می نشینید یک صندلی مخصوص داشته باشید
6-صبحها تا چشم باز میکنید حتی ناشتا برای چند دقیقه ساز بزنید و روزتان را با نواى دلنشين موسيقى آغاز كنيد.
7-قبل از تمرین ، موسیقىِ خوب گوش کنید.
8-یک تکه از سیم سازتان را به دنیا عوض نکنید.
9-تکنوازی همیشه ارزشمند است.تکنواز مانند ناخدایی است که تنها قایق کوچکش را به هر سو که می خواهد می برد.
10-عکس اساتید بزرگ را در جای تمرین نصب کنید.از چشمان و خطوط چهره و حالت آنها چیزهای زیادی می توان آموخت.
11-یک شخصیت الگو در عالم موسیقی برای خود قرار دهید و از مطالعه زندگیش ،از او بیاموزید
12-صدایی که از ساز ایجاد می کنید بیانگر شخصیت درونی شماست.تولید صدای عالی اولین و آخرین درس نوازندگی است.پس بر درون خود کار کنید.
13-به ضرب آهنگ تنفس و ارتباطش با موسیقی آگاه باشید.هنگام نواختن تنفس کامل داشته باشید.
👈-زمانی نوازنده خواهید شد که ساز عضوی از بدن شما شودو این با تمرین بی شمار به دست می آید. (يك شنونده خوب را ميتوان هنرمند خطاب كرد حتى اگر آن شخص نوازنده نباشد،
كسى كه هنرى ندارد قطعاً بى هنر است)
ســـــــــــــــــــلام به همه دوستای عزیزم،یه چن مدت شاید نتونم بیامو مطالب رو بخونم چون دارم میرم سربازی هرکیم خواست میتونه حذفم کنه، فعلا تا بعد به امید دیـــــدار
رویا هایی هست که شاید هرگز تعبیر نشوند
اما همیشه شیرین اند
مثل رویــــای بـــــــــــودن تو …!


آسمـان هـم کـه بـاشی بـغلت خـواهــم کـرد …
فکر گستـردگی واژه نباش …
هـمه در گـوشه ی تـنهایـی مـن جا دارنـد …
پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو
دیـگر از خـدا چـه بـخواهـم ؟؟؟

برای کوک کردن ویولن 2 روش وجود دارد:
اول اینکه موقع کوک کردن خیلی خیلی احتیاط کنید که سیم ها پاره نشن.
1-کوک کردن ویولن به وسیله ی قوه ی شنیداری (برای حرفه ای تر ها):
در این روش باید از قوه ی شنیداری گوش هاتون برای کوک کردن ویلن استفاده کنید.به این طریقه:
ابتدا یکی از سیم ها که معمولا سیم اول است را کوک می کنیم.
میتونیم سیم اول رو به صورت دلخواه (چیزی که گوشمان به عنوان نت مورد نظر تشخیص میدهد) یا با وسیله ای مثلا دیاپازون یا تیونر کوک کنیم.
حالا این که این سیم رو روی چه نتی کوک میکنیم بستگی به کوک مورد نظر دارد.برای موسیقی کلاسیک که همواره کوک ویلن می لا ر سل است.اما در موسیقی ایرانی با توجه به دستگاه و گوشه ی مورد نظر کوک های مختلفی وجود دارد.ما اول کوک می لا ر سل رو در نظر میگیریم که کوک اصلی ویلن است.
پس سیم اول را روی نت می کوک میکنیم.
سپس انگشت سوم رو روی سیم اول میگذاریم (نت لا) و روی 2 سیم با هم آرشه میکشیم یعنی آکورد میگیریم.
چون 2 نت یکسان هستند، یعنی هم انگشت سوم سیم اول نت لا را نشان میده هم سیم دوم نت لا رو نشان میده باید صدای یکدستی داشته باشند.اگر صدای یکنواخت و یکسان و یکدستی داشت سیم دوم هم کوک است و مشکلی ندارد.اما اگر نبود باید سیم دوم را کوک کنیم که برای این کار باید بدانیم سیم را باید سفت کنیم یا شل.
برای فهمیدن این موضوع انگشت سوم خود را روی سیم اول عقب و جلو میبریم و در همین حین روی هر 2 سیم با هم آرشه میکشیم تا زماینکه صدای هر 2 سیم یکدست شود.اگر بعد از محل انگشت سوم(نت لا) صدا یکدست شد میفهمیم که باید سیم دوم را شل کنیم.اما اگر قبل از محل انگشت سوم صدا یکدست شد میفهمیم باید سیم را سفت کنیم تا به نت مورد نظر برسیم.
پس از فهمیدن این موضوع بدون این که روی سیم ها انگشت بگذاریم 2 سیم رو با هم آکورد میگیریم.چون 2 سیم به فاصله ی پنجم از هم کوک میشوند آکوردشان صدای یکدست و منظمی دارد.تاکید میکنم نه یکسان بلکه یکدست و منظم.همزمان با آرشه کشیدن روی 2 سیم از طریق پیچ های تنظیم دقیق کوک که در پایین ویلن قرار دارند آنقدر سیم را سفت یا شل میکنیم تا صدای 2 سیم یکدست شود.
برای سیم سوم هم با توجه به نت هم اسم آن در سیم دوم همین رویکرد را پیش میگیریم و همچنین برای سیم چهارم...
توجه و تذکر: این روش برای کسانی مناسب است که مدتی ساز ویلن زده اند و گوششان به صدا ها و نت ها آشنایی پیدا کرده است.
2-کوک کردن با استفاده از تیونر:
برای این کار باید ابتدا حروف انگلیسی معادل هر نت را بلد باشید:
A = لا
B = سی
C = دو
D = ر
E = می
F = فا
G = سل
تیونر خود را روشن کنید.روی سیمی که میخواهید آن را کوک کنید آرشه بکشید.تیونر به شما نتی را نشان میدهد که ویلن هم اکنون روی آن کوک است.اگر نت نشان داده شده توسط تیونر پایین تر از نت مورد نظر بود (مثلا شما میخواهید ویلن را روی می کوک کنید اما تیونر نت "ر" را نشان میدهد) باید سیم را سفت کنید و اگر نت نشان داده شده بالاتر بود باید سیم را شل کنید.آنقدر سفت یا شل میکنید که تیونر نت دلخواه را نشان دهد.
تذکر خیلی مهم : دوستان اگر در کوک کردن مهارت ندارید باید خیلی احتیاط کنید.احتمال پاره کردن سیم توسط شخص کم تجربه بسیار زیاد است.دقت کنید.گوشی ها را خیلی نچرخانید،سیم تا حد خاصی کشش دارد.اگر بیشتر کشیده شود پاره میشود و باید سیم جدید بخرید!
کسانی که تازه ویلن خریده اند و میخواهند آن را کوک کنند بهتر است ویلن خود را به یک آموزشگاه موسیقی و نزد یک استاد یا شخص ماهر ببرند تا آن را کوک کند.
حالا تو این قسمت به کوک هایی که تو دستگاههای مختلف آوازی استفاده میشه میپردازیم:
اینها چپ کوک هستند یعنی اول سیم اول(می) رو کوک میکنیم هرطور که دوست داشتیم بعد بر اساس اون سایر سیم ها رو کوک می کنیم کوک استاندارد که می لا ر سل اما دستگاه ها و مایه های ایرانی کوک هاشون فرق می کنه که بر اساس چپ کوک به شرح ذیل می باشد!!!
کوک های مختلف برای دستگاههای ایرانی(ساز ویولن- چپ کوک)
شور:(می لا ر می- می لا می می )- (فا :سری)(نت شاهد و نت ایست:می)
ابوعطا:(می لا می لا)-(فا :سری)-(شاهد:لا - ایست:می)
بیات ترک:(می لا ر سل)-(فا :سری)-(شاهد و ایست:سل)
افشاری:(می لا ر لا- می لا می لا)-(فا :سری)-(شاهد:لا - ایست : ر)
دشتی:(می لا سی سل)-(فا : سری)-(شاهد: سی - ایست: می)
همایون:(می لا ر فا سری - می لا می فا سری)-(فا : سری - سل: دیز)-(شاهد : فا- ایست: ر)
اصفهان:(می لا می لا)-( فا : سری - سل: دیز)-(شاهد و ایست :لا)
شوشتری:(می لا می می)-(فا:سری- سل: دیز)-(شاهد و ایست: می)
سه گاه:(می لا ر فا سری)-(سی :کرن - فا:سری)-(شاهد و ایست:می)
چهارگاه:(می لا ر لا)-(سی:کرن - دو: دیز و می:کرن - فا: دیز)-
(شاهد و ایست: ر)
ماهور:(می لا ر لا)-(فا و دو: دیز)-(شاهد و ایست: ر)
البته تا کسی کوک ها و دستگاهها رو نشناسه کامل نمی فهمه اینا چیه ولی دونستنش ضرر نداره.

کِی شـــود با رُطبـــ روی تو افطار کنــــم

یکــــ نفر،
با لبخندی،نفس عمیقی می کشد و می گوید: واو ه بوی خوشی می آید
و یکــــ نفر،
با چشمانی خیس تر از خیابان
کارتون های هایش را جمع می کند و می گوید: خدایا تمام زندگی ام خرابـــ شد...

دانلود آلبوم زنده یاد آندره آرزومانیان و بابکــ شهرکی دونوازی پیانو و ویولن با نام آخرین آواز عشق در پنجمین سالمرگش با کیفیت320
روحش شاد
دانلود آلبوم تو فایلzip : 104 MB
، به خاطر اینکه بلاگفا درس شده
یه آلبوم قشنگ میزارم برای دانلود. امیدوارم خوشتون بیاد

شامل منتخبی از غمگین ترین و با احساس ترین و بهترین آهنگ های ترکیه ای


فلسفه « الا کلنگ »
اثبات بزرگی کسی است
که فرو می نشیند تا دیگری پرواز را تجربه کند
و پدر
همان بزرگ مردی است
که قامتش خم شد
تا ما قد بکشیم
.
تقدیم به همه پدرها ی خوب وطنم ....
آن ها که حادثه هایی عجیب , بی تکرارند
♥♥♫♪♥♥♫♪♥♥♫♪♥♥♫♪♥♥♫♪♥♥
در سپیده دم ازل ان زمان که سازندگی کائنات اغاز می گردید
***
و کتاب تکوین گشوده میشد نخستین کلمه ایی که با قلم تقدیر
***
بر دیباچه قاموس هستی نقش بست واژه ی زیبای استاد بود
***
و سر فصل این کتاب کهن به تعلیم و تربیت اختصاص یافت
***
همیشه و در همه چیز استاد من هستید
روزتان مبارک